صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب نقاشی‌های نیما. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نقاشی‌های نیما. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ اردیبهشت ۵, شنبه

خبر مهم از طرف نیما


دوستان عزيز سلام

در جريان مسابقه طراحی پوستر سی و سومین جشنواره فيلم مونترال 2009 پوستری که نیما و دوستش آذرنوش طراحی کرده‌اند از بين 160 پوستر فرستاده شده به عنوان يکی از 6 فيناليست انتخاب شده. پوستر نهايی از طريق رأی‌گيری عمومی انتخاب می‌شود. در صورت تمايل با مراجعه به لينک زير و رأی دادن به موفقيت‌شان کمک کنيد.

توضیحات:
1. نحوه رأی دادن در سایت آمده و از طریق
Outlook می‌باشد. در صورث نداشتن Outlook به info@ffm-montreal.org ایمیل بزنید (تفاوتی نداره).
2. ایمیل شامل عدد پوستر انتخابی (عدد 4) و یک توضیح مختصر و دلایل رأی باشد. حتی یک جمله.
3. در کار به موارد زیر توجه شده است:

- سادگی و خوانایی (بر خلاف اطلاعات تصویری شلوغی که روزانه در سطح شهرها می‌بینیم).
- گنجاندن عدد 33 در نیم
‌رخ‌ها (سی و سومین دوره جشنواره).
- استفاده از رنگ جهت ایجاد جذابیت بصری.
- نیم
‌رخ‌ها اشاره به مخاطبین و تماشاگران سینما دارند.
- تعدد چهره
‌ها و اشاره به بین‌المللی بودن جشنواره و انواع ملیت‌ها.

4. مهلت نهایی رأی دادن: 14 اردیبهشت ( May 4th).

۱۳۸۷ بهمن ۲, چهارشنبه

حکایت من


إنّ الذین کفروا سَواءٌ علیهم ءَأنذرتهم أم لم تُنذرهم لا یُؤمنون ۩ خَتَم اللهُ علی قلوبهم و علی سمعهم و علی أبصارهم غِشاوةٌ و لهم عذابٌ عظیمٌ ۩
یکسان‌ست برای کسانی که کفر ورزیدند که هشدارشان دهی یا نه، ایمان نمی‌آورند ۩ خداوند بر دل‌ها و گوش‌ها و چشمان‌شان پرده‌ای کشیده که در عذابی بزرگند ۩
...
این وضعیت منه.
این وضعیت همه ماست.


نقاشی از دوستم نیما

۱۳۸۷ دی ۲, دوشنبه

خواب


رفتی بیرون شیر بخری. می‌دونستی من شیر دوست دارم.
گرگ و میش هوا، وقتی همه چیز توی تاریکی لم داده، از پنجره بیرونو نگاه می‌کنم؛ ساختمون سیمانی ساکت؛ دیوار؛ شاخه چند تا درخت؛ هیچ پنجره‌ای. در بسته‌ست. نور توی اتاق می‌زنه، می‌ره تا ظرفشویی، تا قابلمه‌ها و قوری‌ها، تا کفش‌کنی و اونجا گم می‌شه.
منگم. می‌رم سمت تخت. ملحفه سفیدش شکل تو رو گرفته. می‌شینم. چراغا خاموشن.
...
سرم... خدایا!
...
روی زمین افتاده‌م. چشام به سقف دوخته شده. سعی می‌کنم نفس بکشم. خون راه گلومو بسته. قورت می‌دم. بازم می‌آد.
...
صدای ظرف‌شویی توی گوشمه. چکه می‌کنه. چطور می‌تونم صدای چک‌چک آب رو بشنوم؟ صدای در؛ چند ثانیه بعد صدایی از سمت ظرفشویی؛ داری شیرها رو توی قوری خالی می‌کنی.
به شکل ایستادنت فکر می‌کنم.
...
یادم می‌آد وقتی می‌بوسیدمت چشاتو بسته بودی. انگار خواب بودی؛ روی ملحفه سفید؛ توی دستای من. گرماتو روی گردنم حس می‌کنم. منو می‌بوسی. دستمو بگیر، بذار چراغا خاموش باشن، قبل از اینکه برم.


نقاشی از دوستم نیما